سلام مهربونا دوستای خوب خودمون دختر خانومای گل آقا پسرای مهربون

حتما شنیدید که منشور کورش کبیر وارد ایران شد و انگلیسی های محترم لطف کردند اجازه دادند که این منشور که تا پیش خدا هم متعلق به ایرانیا و سلسله ی هخامنشیان هست به مدت چهار ماه تو ایران برای بازدید عمومی به نمایش دربیاد

عالیه دیگه بهتر از این نمیشه آخه یه مسلمون پیدا نمیشه محض رضای خدا بگه بابا این منشور مال ماست باید همینجا باشه برای ما نه تو موزه ی بزرگ بریتانیا برای انگلیسا.

البته یه نکته ی فنی در اینجای مطلب باید عرض کنم  اگر الان منم جای دولت بریتانیا بودم حتی ویترینش هم برای ایران ارسال نمیکردم وقتی در هر مناسبت و تعطیلی که پیش میاد چپ میریم راست میریم میگیم مرگ بر انگلیس درد بر انگلیس بوق ........ بر انگلیس و ..... دیگه خودتون میدونید دیگه هنوز برای زندون رفتن خیلی بچه ام.

حالا غیر از اینا این انگلیسهای بیچاره این قسمتو نادیده میگیرند حرفشون اینه این منشور شما چه جوری میخواین ازش نگهداری کنید همینجوریش هم برای این چهار ماه منشور با ویترینش آوردند با کلی کارشناس و باستان شناس و... اگه بدند به میراث فرهنگی که دو روز بعد از اخبار ۲۰:۳۰میشنوید که ( ماموران و گارد محافظتی منشور حقوق بشر گر چه همه نوع تدبیر امنیتی را برای محافظت از این میراث ملی به کار بردند اما تعدادی سارق طی یک اقدام مسلحانه منشور بردند مسئولین هم که بلافاصله خودشونو رسوندند دیدند به !جا تره بچه نیست. متاسفیم پیگیری میکنیم.)  ای بابا خون آدمو به جوش میارن حالا یه نفس عمیق دوستان خودتونو ناراحت نکنید

از این بحث که بگذریم  خیلی از دوستان توضیح کاملی برای عکس درباره ی وبلاگ خواستند و خیلی ها هم اظهار تعجب کردند

نگران نباشید کلید حل این ماجرا دست خودمه میگم براتون:

در این تصویر مشاهده میکنید که هفت نفر از ماموران یونسکو  رو به روی دیوار معروف چین ایستادند دارند وضعیت دیوار بررسی میکنند بییند به بازسازی نیاز داره یا نه سراشون هم پایینه چون اول خواستند پی دیوار از پایین چک کنند.

 باشه بابا نزنید خیله خوب الان میگم دعوا نداریم که

این خانوم گلایی که در تصویر میبینید اعضای گروه ضربت هستند که در حین ارتکاب جرم توسط  دخترخاله ی بت من  یعنی زهرا خانوم دستگیر شدند  و طی مراحلی قانونی و تدابیر شدید امنیتی به دست رییس و معاونت c.f.c  سرکار سرلشکر خانم فروغی و معاون محترمشون سرگروهبان حصاری تحویل دادند که البته باید در عکس حضور میداشتند اما به درخواست و خواهش های مکرر اینجانب و دوستان لطف کردند حفظ آبرو کردند و حضور بهم نرساندند و به جایگاه ژشت دوربین اکتفا نمودند.

عکاسش هم غزاله جان  جاسوس ویژه مافیا بود که الحق عکاسیش حرف نداره.

بگذریم اون نفر هفتمی هم که تو عکس مشاهده میکنید فاطمه جان یکی از زیر مجموعه های باند ماست که برای ورود به گروه برای دوره ی کارورزی اجازه دادیم که در اون عملیات همراه ما باشه.

فکر دو تا بچه ی صغیرش نبودیم

البته دو دهم ثانیه از گرفتن این عکس نگذشت که عفو عمومی بهمون خورد و هممون به فاصله ی ۱ دقیقه بعد  توی سوپر نزدیک محل ارتکاب جرم بودیم تا به افتخار خودمون همه یه نوشیدنی مهمون ستایش بشیم که البته آخرش خودمون همشو حساب کردیم!

البته فاطمه بیچاره عفو بهش نخورد و مدتی آب خنک نوش جان کرد تا بعد ما به قید وصیغه آزادش کردیم....................................................................................................... کلا دستمون تو کار خیره

سرتونو درد آوردم بای